تبليغاتX
دانشجویان کامپیوتر ورودی ۰ ۸ لاهیجان

دانشجویان کامپیوتر ورودی ۰ ۸ لاهیجان

نظرات - پیشنهادات - انتقادات - و هر چرت و پرت دیگری

...........

 آخه خواهر مگه من بهت نگفتم وی پی ان میخوای بگو برات بگیرم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در مورد اردو هم من پایم بقیه رو جمع کن 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 14:19  توسط ونوشه خراط  | 

یه پیشنهاد توپ!!!

سلام

آقا میدونین من چی میگم ؟ میگم که یه برنامه بذاریم یه مینی بوسی اتوبوسی چیزی کرایه کنیم با هم

 بریم اردو یا اصلا قرار بذاریم یه جای دنج هر کی با ماشین خودش بیاد سر همون قرار. هر کی هم

نهارشو با خودش بیاره. خیلی خوش میگذره هاااااااااااااا!

پیشنهاد خوبیه از نظر من بهش فکر کنین  بریم یه جا یه کم بگیم بخندیم راحت باشیم چیه هر

دفعه میریم حیدری اون گوشت مونده هاشو غالبمون میکنه فقطم اونجا میشینیم حرف میزنیم.

بریم یه جایی که یه کم آزادی عمل داشته باشیم

جان خودم فکر خوبیه مثل اونموقع ها که میرفتیم اردو هیییی یادش بخیر

چه دورانی بود!!!!!!

از ما گفتن بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 20:59  توسط نسیم نامدار  | 

من خیلی دلم گرفته

افسردگی گرفتم که نمیتونم بیام فیسبوک

چرا این فیلترشکنا کار نمیکنه؟؟؟؟

یکی به دادم برسه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 13:17  توسط نسیم نامدار  | 

شیپور؟؟؟؟؟

چی شیپور!!!! شیپور چیه اهل محل کجان؟؟؟؟؟؟ تو چی به من گفتی؟؟؟؟ آها یادم اومد راست میگیا 1چیزی بهم گفتی 1خبرایی بهم دادی ولی چی گفتی؟؟؟؟؟ 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 22:43  توسط ونوشه خراط  | 

سلام

بدون مقدمه باید بگم با مرتضی موافقم بندازیمش بیرون هادی رو جز دردسر درست کردن کار دیگه ای بلد نیس این پسره!

حالا که انقد به پیسی خوردیم مجبوریم بیایم اینجارو بترکونیم ببینم کی پایه س؟؟؟؟؟؟؟

راستی من هنوز فیلم حیدری دستم نرسیده یکی این پرستوی ........ چی بگم بهش آخه ؟؟؟!!!!

قاطی هم هست میترسم ازش چیزی بگم.

خلاصه یکی بهش بگه این فیلم  طلسم شده رو بدستمون برسونه.

ونوشه باز من يه چي به تو گفتم شيپور دستت گرفتي ميخواي همه اهل محل رو خبردار كني؟؟؟؟؟

يه كم طاقت بيار ديگه دختر .

راستي تولدت هم مبارك

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 12:7  توسط نسیم نامدار  | 

خبر خبر.....

نسیم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اجازه میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه چه قدر سخته ۱چیزی بدونی و نتونی بگی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 23:6  توسط ونوشه خراط  | 

ای ول دم هرچی رفیق با معرفت گرم 

منم خیلی میام و سر می زنم اینجا ولی وقتی می بینم کسی نیست حالم گرفته می شه برمی گرم میرم خونمون 

نسیم خانوم شما فتوا بده من پایه شر هستم فقط مواظب باشین به اختلافات خانوادگی دامن نزنیم آخه می دونین اون هادی عباسپور تو مغزش کلا کچ فاسد ریختن نمی فهمه بعضی وقتها چرت و پرت زیاد می گه اول باید اونو از وبلاگ بندازیم بیرون 

دارمتون


+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 17:40  توسط مرتضی شاهسواری  | 

از روی ناچاری

وقتی آدم ناچار باشه

وقتی آدم بی پول باشه

وقتی آدم فیلتر شکن نداشته باشه

وقتی آدم وی پی ان نداشته باشه

وقتی آدم نتونه بره فیسبوک

از اروی ناچاری تک و تنها مجبوره بیاد اینجا خودش با خودش و این وبلاگ گپ بزنه بلکه دلش وا شه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 22:50  توسط نسیم نامدار  | 

سرزده سر زده

اومدم ببینم اینجا چه خبره دیدم از آخرین باری که من اومدم اینجا خیلی میگذره ولی یه تعداد محدودی اومدیم اینجا راستش دلم تنگ شده بود برای دعوا گرفتنامون توی این وبلاگ گفتم بیام ببینم میتونم یه شری به پا کنم و برم یا نه :-)
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 0:20  توسط نسیم نامدار  | 

....

خوش اومدی
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 0:38  توسط ونوشه خراط  | 

من اووووووووووووووووووووووومدم

بچه ها منو دریابید....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 0:20  توسط مدير  | 

یادش بخیر

یاد امام و شهدا   ،   دلو میبره کرب و بلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 12:58  توسط مجید تقوایی  | 

....

داداش مری مهندس سعیدی رو یادت رفت....بابک و مهدی وسعیده ونسیم وسارا و علی شهدا که مشغول فیلم برداری بود نریمان حسنی دنگ نهارو جمع میکرد  بعد هر کدوم آدرس ایمیل دادیم به هادی و .......

یادش بخیر اونروز هادی بخاطره اینکه عکس دخترا تو وبلاگ نباشه چقدر حرص خورد خودمونیما ما شانس اوردیم هادی داداش تنیمون نیست و گرنه الان هیچکدوم زنده نبودیم.....ولی الان همه کلی عکس گذاشتیم تو فیس بوک واقعا چقدر زود همچی تغییر میکنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 23:11  توسط ونوشه خراط  | 

نو که اومد به بازار ......

سلام 

یادتون هست 5 سال پیش تو حیدری جمع بودیم هادی پیشنهاد وبلاگ رو را داد 

اونوقت همه ذوق کردین و به  خاطر این پیشنهاد حتی چند نفر هادی بوسیدن من بودم کیوان بود و ارمان و مجید احسان و خیلی های دیگه 

خیلی ها هم اصلاً نمی دونستن وبلاگ چیه کلی واسشون توضیح داده شد 

حالا که فیسبوک اومده سالی یه بار هم به این وبلاگ سر نمی زنین 

میمیرید وقتی که ساعت ها پشت فیسبوک نیشستین یه 2 دقیقه هم بیایین و وبلاگ یه مطلب بزارین 

از همه اینها بگزریم می خوام بگم وبلاگ عزیر 

خیلی به درد ما خوردی خیلی به ما حال دادی خیلی دمت گرم ولیما بی معرفتیم 

تولدت مبارک 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 18:45  توسط مرتضی شاهسواری  | 

1بهانه واسه یادآوری خاطرات قشنگمون

سلام

وبلاگ جون تولدت مبارکککککککککککککککککککککککک

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 9:16  توسط ونوشه خراط  | 

بازم یه عالمه تبریک

دوستان عزیزم (نسیم و سعیده و مرتضی)موفقیتتون آرزوی قلبی منه امیدوارم همیشه موفق باشین مهندسین قبولیتون و تبریک میگم....
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 23:7  توسط ونوشه خراط  | 

تبریک

مجید جان بهت تبریک میگم امیدوارم زندگی پر از شادی و موفقیت و کنار خانمت شروع کرده باشی. خوشحالیم که 1نفر دیگه به جمع خانواده 80ایها اضافه شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 22:8  توسط ونوشه خراط  | 

دلتنگی هام

بعضی روزها اونقدر دلم حال و هوای روزهای دانشجویی و مخصوصا در کنار بچه های هشتادی بودن رو میکنه که حواسم پرت میشه و نمی تونم هوای چشمامو داشته باشم که نبارن.آره،حسرت لحظه لحظه ی با هم بودنمون که حالا فقط و فقط عکسها و فیلم هامون اون ها رو به آغوش کشیدن و فقط بهمون اجازه میدن از دور بهشون تماشا کنیم،به قدری دردناک و تلخ میشه واسم،که لاجرم باید به اشک آزادی بدم تا بلکه اون بتونه،کمی مرحم بشه واسه بی تابی دلم.نمی دونم این احساس از کجا نشأت میگیره،یا اصلا چه دلیلی برای بودنش هست.ولی به هر جهت،هست،و نمی تونم انکارش کنم.احساسی که،با شنیدن اسم هرکدوم از شماها (مرتضی،ونوشه،سعید،سیاوش،پریسا،​نسیم ،احسان،مصطفی،مرتضی،اورانوس،کیو​ان،آرمان،مریم،مینا،مهدی،مرضیه،​یاسر،مجید،تلاوت، پرستو وحتی کامبیز ...) برام تداعی میشه،و اون هم اینه که دوستتون دارم و بیادتون هستم.بدونید که حتی تفکر به لحظات زیبای در کنار شما بودن و یادآوری حتی ناخوشایندترین خاطراتمون،چون با شما بوده،برام عزیز و دوست داشتنی هست.بدونید،نام و یادتون با تک تک سلولهای تنم عجین و با تک تک لحظات عمرم همراهه. مدیر

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1390ساعت 0:24  توسط مدير  | 

بابا دمت گرم

سلام

حاله همه خوبه

اصلاْ کسی وبلاگ رو سر میزنه - سر نمی زنه - کم سر می زنه - بعضی وقت ها سر می زنه - همیشه سر می زنه

تو سر خودش می زنه - تو سر همه نمی زنه .... واقعاْ

ای بابا این قدر نمک نشناس نباشین دیگه این وبلاگ خیلی مهمه ها هواشو داشته باشین

چند تا دمت گرم به چند نفر باید بگیم

اولیش به سر کار خان آقاسیان  چرا؟

واسه اینکه یه مردتیکه کچل می گفت رفته بودم دانشگاه خانم آقاسیان رو دیدم بعد از حدود ۱۰ سال بچه های هشتادی رو به اسم یادش بود و حال شون رو می پرسید خوب این دمت گرم داره دیگه

دومیش خودمم چرا؟

واسه اینکه بعد ماهها بالاخره به خودم زحمت دادم بیام و مطلب بنویسم

سومیش همه هشتادیهان چرا ؟

واسه اینکه باحالن دیگه

 

در کل ما خیلی ارادتمندیم

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 7:44  توسط مرتضی شاهسواری  | 

؟؟؟؟؟؟

 

چـــــــــــــرا؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 11:40  توسط نسیم نامدار  |